سوم شخص مجرد

متن مرتبط با «پوشان» در سایت سوم شخص مجرد نوشته شده است

ساپورت

  • نیلوبلاگ

    دختری که دوستش داشتم با هیجانی که کمتر در او دیده بودم، گفت: «ساپورت خریدم!» همین سه سال پیش بود. چشمهایم گرد شد و حرفی برای گفتن پیدا نکردم. احتمالا خورد توی ذوقش.xa0آخر آن موقع فکر میکردم ساپورت در انحصار طبقهی خاصی است. دستهای از آدمها که نمیدانم چه اسمی رویشان بگذارم. همینهایی که زودتر از همه به مُد تن میدهند. اولینها. مادرم اگر بود میگفت: «بیحیاها!»ساپورت اما خیلی سریع طبقهها را درنوردید و رسید بیخ گوش مادرم. الان دیگر زنِ برادرم هم ساپورت میپوشد.بعدتر مانتوهای جلوباز ظاهر شدند. اوایل فکر م...

    ادامه مطلب