در راه بازگشت، روی صندلیهای ایستگاه دروازهی شمیران نشسته بودیم و حرفی نمیزدیم. دیدم زمان مناسبی است که کتاب «نور جهان» را نشانش دهم. كيفم را باز کردم و طوری که انگار دنبال چیزی میگردم، وسایل داخلش را هم زدم. کتاب را دید. آن را برداشت و نام کریستیان بوبن را بر روی آن خواند. دستهایم متوقف شد و رو به او گفتم: «رمان نیست، مصاحبههاشه! البته سوالا از متن کتاب حذف شدن...» گفت: «اِ! از این مدل کتابا خیلی خوشم میاد.» صفحهای از آن را اتفاقی باز کرد و خواند:
«زندگی کتابها و انسانها بسی شخصی است. نمیتوان کسی را با گفتن این جمله به مطالعهی کتابی برانگیخت: "بخوان، خواهی دید که عالی است" یا با بیان این سخن، به دوستی با کسی واداشت: "باید با فلانی معاشرت کنی، آدم فوقالعادهای است" هرگز بدینسان کار پیش نمیرود. باید خود شخص چیزی را بیابد. حقیقت تنها از وجود شخص میتواند گذر کند و پس از آنکه شما را زیر و زبر کرد یا روشنایی بخشید، ترکتان میگوید. در این خصوص هیچ سرمشقی وجود ندارد. بقیهی چیزها را به تمامی میتوان تقلید کرد.
با این حال، نمیتوانیم از سخن گفتن دربارهی آنچه دوستش میداریم و از کوشش در سهیم کردن دیگران در آن، چشم بپوشیم.»
ما را در سایت سوم شخص مجرد دنبال میکنید
برچسب: نور جهان,نور جهان مسلسل,نور جهان اغاني,شبکه جهانی نور فارسی,سال جهانی نور,شبکه جهانی نور پخش زنده,شركت جهان نور,سال جهاني نور,نور الدين سليم جهانگير, نویسنده: بازدید: 107